
آقاي زنوزي، از چه زماني وارد اجرا شديد؟
من كار خود را به عنوان مجري برنامههاي راديويي در سال 1377 آغاز كردم و در سال 1378 همزمان با افتتاح شبكه خبر، وارد اين شبكه شدم. از همان سال به عنوان گوينده خبر و مجري برنامههاي سياسي و اجتماعي در اين شبكه فعاليت ميكنم.
آيا داشتن صداي خوب براي اجرا بويژه در بخشهاي خبري كافي است؟
صدا و تصوير گرچه هردو اجزايي از يك اجراي خوب به شمار ميآيند، اما كافي نيستند. گوينده خبري موفق است كه اولا به فن بيان كه يكي از درسهاي مهم بازيگران تئاتر و سينما نيز هست مسلط باشد، دوم اينكه خبر را كاملا بفهمد و سوم اينكه بر مهارتهاي ارتباط كلامي و غيركلامي مسلط باشد. گويندهاي با اين مشخصات ميتواند خبر را براي بيننده و شنونده درست ارائه كند. به قول يكي از استادان، برخي گويندگان هنگام خواندن خبر به گونهاي رفتار ميكنند كه گويي محتواي متن سفارش خود آنها بوده است، به همين سبب در انتقال مفاهيم خبر به مخاطب بسيار مسلط هستند. اگر اينگوينده، صدا و تصوير خوب هم كه موهبتي الهي است داشته باشد كه چه بهتر. ملاحظه ميكنيد كه گويندگان و گزارشگران برجسته رسانههاي خبري معتبر جهان لزوما خوشقيافه يا خوشصدا نيستند، بلكه جذاب هستند، بر كار خود مسلطترند و البته در بداههگويي، خط قرمزهاي كمتري هم دارند.
رشته تحصيلي شما با نوع اجراي بخشهاي خبري چقدر كمك بود و آيا تحصيلات آكادميك براي اجرا ضروري است يا ميتواند از ابزار اجرا باشد؟
ميگويند براي اينكه بتواني خوب سخن بگويي، بايد خوب شنيده باشي و خوب خوانده باشي. رشته تحصيلي من در مقطع كارشناسي، شيمي كاربردي است اما وقتي وارد شبكه خبر شدم، احساس كردم كه بايد دانش سياسي خود را نيز تقويت كنم. بنابراين در كنكور كارشناسي ارشد روابط بينالملل با گرايش مطالعات منطقهاي نيز شركت كردم كه پذيرفته شدم و حدود 3سال قبل فارغالتحصيل شدم. مطالعات من در اين حوزه كمك زيادي در تحليل وقايع سياسي بود و شايد به همين دليل در حال حاضر احساس ميكنم خبرها و تحليلها را بهتر درك و سعي ميكنم فقط ارائهكننده صرف خبر نباشم. برخي اوقات در مقام مشاورهدهنده به سردبيران محترم شبكه نيز ظاهر ميشوم و پيشنهادهايي مطرح ميكنم كه عمدتا پذيرفته ميشوند. به هر حال، به نظرم رشته تحصيلي مرتبط كمك زيادي به موفقيت در گويندگي خبر دارد. بنده در اين مدت در دورههاي متعدد آموزشي فن بيان و صداسازي و مهارتهاي ارتباطي نيز شركت كردهام و خود را همچنان نيازمند آموزش ميبينم. در ضمن، تسلط به زبان و ادبيات فارسي و انگليسي هم به نظرم بسيار مهم است چون به تلفظ صحيح اسامي چه ايراني و چه خارجي بسيار كمك ميكند و در مواردي كه گوينده در مورد يك خبر خارجي اطلاعاتي نياز دارد، ميتواند با جستجو در سايتهاي خارجي انگليسيزبان، اطلاعات لازم را دريافت كند البته برخي گويندگان به بقيه زبانها از جمله فرانسه هم تسلط دارند كه طبيعتا موفقتر هم هستند.
تفاوتهاي اجراهاي خبري با ديگر اجراها چيست؟
طبيعي است كه بيننده تلويزيون از گوينده خبر انتظار اجراي يك جنگ تلويزيوني ندارد. گويندگان خبر، معمولا در يك قاب بسته در مقابل بيننده ظاهر ميشوند و با كمترين تحرك بايد با بيننده ارتباط برقرار كنند. در اجراهاي غيرخبري، حركتهاي مجري و همچنين زبان بدن، بخش زيادي از اشكالات احتمالي اجرا و همچنين ضعف در صدا و تصوير را پوشش ميدهد، اما گوينده خبر بايد تنها با انعطاف صحيح در چهره و صداي خود، بيننده را مجذوب خبر كند.
آيا بين گوينده خبر با مجري خبري تفاوتي هست؟
بله. ممكن است همه گويندگان خبر قابليت اجراي برنامههاي خبري را نداشته باشند. معمولا گويندگاني ميتوانند برنامههاي خبري را موفقتر اجرا كنند كه تا حد امكان متكي به متن نباشند. گويندگاني كه سابقه اجراي برنامههاي غيرخبري در راديو يا تلويزيون دارند، در صورت كسب اطلاعات سياسي و خبري كافي، ممكن است در اداره برنامههاي خبري هم موفق باشند؛ چون گويندگان خبر عمدتا متكي به متن آن هم با ادبيات رسمي هستند و اجراي برنامههايي كه نياز به انعطاف بيشتري دارد براي آنها كمي دشوار است. گويندگان خبري كه سابقه خبرنگاري و گزارشگري هم دارند و درك درست و عميقي از خبر دارند، موفقترند.
آيا ارتباط با مخاطب از سوي گوينده يا مجري خبر ميتواند در جذب و دفع مخاطب نقش داشته باشد يا تنها اهميت خبر براي مخاطب كافي است؟
برقرار كردن ارتباط با مخاطب و ايجاد گفتمان خبري در جذب مخاطب بسيار موثر است. گويندهاي موفق است كه بتواند از تمام قابليتهاي صداي خود ازجمله برد صدا و حجم صدا و همچنين قابليتهاي چهره خود و ميميكهاي صورت، به بهترين شكل براي ارائه درست خبر و ايجاد ارتباط با مخاطب استفاده كند. دوره گوينده خبر «صورت سنگي» با صداي بم به پايان رسيده است و گويندهاي ميتواند با مخاطب ارتباط درست برقرار كند كه بر مهارتهاي ارتباط مسلط باشد.
تاكنون پيش آمده كه درونيات شما در مورد يك خبر بر شما غالب شده و بر خواندن خبر تاثير داشته باشد؟
بعضي اوقات اين موضوع اجتنابناپذير است. مثلا خبرهاي زلزله بم يا سقوط هواپيماي سي 130 خبرهايي بودند كه واقعا نميشد عادي خواند؛ چون عمق فاجعه را با ديدن تصاوير فاجعه احساس ميكرديم. ما تصاويري را در صداوسيما ميديديم كه واقعا قابل پخش نبودند و طبعا روي احساساتمان تاثير مضاعف داشتند، اما در مورد گرايشات سياسي، به نظرم گوينده خبر حق دخالت دادن آنها را در كار اجرا و موضعگيري سياسي ندارد. خواندن برخي خبرها با لحني خاص كه ميتواند برخي افراد را راضي و برخي ديگر را ناراضي كند در شان گوينده نيست. گوينده، بايد خبر را فقط صحيح ارائه كند، نه بيشتر و نه كمتر. بيننده هم اين را خوب ميفهمد.
اين موضوع ضعف در اجراست يا ميتواند نقطه قوت نيز باشد؟
به نظرم گويندهاي موفق است كه بتواند بر احساسات خود در جايي كه بايد غلبه كند و در غير اين صورت، اين دخالت دادن احساسات ضعف محسوب ميشود. گرچه در برخي موارد كه خبري غرور ملي را القا ميكند، لازم نيست گوينده تلاش كند خود را بيتفاوت نشان دهد، اما در كل گوينده خبر بايد به صورت خنثي خبر را اجرا كند تا بر متن خبر تاثيرگذار نباشد.
الهام نادري فريد
اوّل آبان ماه چهارمین سال حضور در روابط عمومی شرکت ملی صنایع پتروشيمي به پایان رسید. در مهر ماه 1384 مهندس محمدرضا نعمت زاده مدیرعامل وقت شرکت ملی صنایع پتروشيمي پیشنهاد قبول مسئولیت روابط عمومی شرکت ملی صنایع پتروشيمي را مطرح کرد. در آن زمان، من به عنوان کارشناس امور بین الملل شرکت ملی صنایع پتروشيمي مشغول به کار بودم، امّا به خاطر علاقه به حوزه کاری روابط عمومی، در چند شرکت خصوصی، به عنوان مشاور روابط عمومی و تبلیغات کار می کردم.
آقای نعمت زاده انتظارات و توقعات جالبی از روابط عمومی داشت. او به خاطر علاقه وافرش به صنعت پتروشيمي، بر آن بود که مردم عادی نیز از اهمیت این صنعت پیشروی کشور بیش از گذشته آگاه شوند. از ملاقات با او در این زمینه متوجه شدم که تا حدی از ارتباطات درون سازمانی روابط عمومی رضایت داشته است اما انتظار دارد، در حوزه ارتباطات برون سازمانی و اطلاع رسانی روابط عمومی تحول گسترده ای صورت گیرد. او که 3 سال مرا در امور بین الملل پتروشيمي دورا دور زیر نظر داشت تصور می کرد که می توانم، به آرزوهای او تا حدی جامه عمل بپوشانم.
حدود یک سال و نیم قبل از اینکه بحث مسئولیت روابط عمومی مطرح شود من طی درخواستی از آقای نعمت زاده تقاضای استخدام رسمی در وزارت نفت را کردم که ایشان در حاشیه نامه من نوشته بود :"نامه ای به امضای من (ایشان) خطاب به مقام عالی وزارت تهیه شود. ایشان (من) از هر نظر مورد تأیید هستند" . گرچه وزیر نفت وقت، آقای زنگنه، با درخواست آقای نعمت زاده موافقت نکرد – اتفاقی که موجب تعجب کارشناسان دفتر آقای نعمت زاده نیز شده بود – امّا نگاه مثبت نعمت زاده مرا تا همیشه قدردان او کرد.او شخصاً از این بابت از من عذرخواهی کرد من هم تشکر کردم و گفتم : کار برایم مهمتر از هر چیزی است (کسانی که از نزدیک مرا می شناسند می توانند در این مورد نظر دهند که آیا اغراق می کنم یا نه ؟)
من در مقطعی این مسئولیت را پذیرفتم که رئیس کل روابط عمومی قبلی (آقای طاهایی) حدود یک ماه قبل به عنوان مدیرکل روابط عمومی وزارت نفت منصوب شده بود و عملاً روابط عمومی مسئولی نداشت و معاون روابط عمومی نقش سرپرستی را ایفا می کرد.
از زمانی که پیشنهاد قبول مسئولیت مطرح شد، با توجه به تجربه هر چند کمی که داشتم و برنامه هایی که قبلاً هم برای برخی شرکتها به عنوان مشاور نوشته بودم، برنامه ای 4 صفحه ای برای ارتقاء روابط عمومی پتروشيمي ارائه کردم که آقای نعمت زاده خیلی زود آن را پذیرفت و تأیید کرد. از آقای دکتر اخباری شاد رئیس کل وقت امور بین الملل پتروشيمي هم در آن زمان کمک گرفتم.
روزی که قرار بود، مراسم معارفه من در اتاق هیئت مدیره شرکت ملی صنایع پتروشيمي برگزار شود به غیر از کارکنان روابط عمومی افراد دیگری نیز در جلسه شرکت کرده بودند. آقای دکتر فیاض که در آن زمان مشاور مدیرعامل بود در کنار مدیرعامل نشسته بود. آقای طاهایی که من جانشین او شده بودم و اینک مدیرکل روابط عمومی وزارت نفت بود از دیگر مدعوین مراسم بود. او تصمیم داشت گزارشی از فعالیتهای چند ماهه خود در روابط عمومی ارائه دهد که البته این فرصت برای او ایجاد نشد.
آقای صفائیان نیز که قبل از آقای طاهایی مسئولیت روابط عمومی را به عهده داشت (به مدت بیش از 4 یا 5 سال) نیز به مراسم معارفه من آمده بودند. نمی خواهم در مورد احساس کارکنان روابط عمومی در واکنش به انتصاب جدید نعمت زاده قضاوت کنم امّا آنچه کاملاً قابل مشاهده بود نوعی تعجب آمیخته با تمسخر از سوی برخی افراد حاضر در جلسه بود.
گرچه در آن زمان شش سال از آغاز کار من در سازمان صدا و سیما به عنوان گوینده می گذشت اما اعتراف می کنم که سخنران حرفه ای نبودم. بعد از صحبتهای مهندس نعمت زاده زمانی که نوبت من شد چند کلمه ای حرف بزنم با این جمله شروع کردم که من هادی زنوزی اصل همکار جدید شما، 30 سال سن دارم و خوش وقتم که برنامه هایم مورد تأیید آقای مهندس نعمت زاده قرار گرفته است (شاید آن چه گفتم دقیقاً این جمله نباشد اما معنا و مفهوم آن این بود!) در مورد برخی برنامه های روابط عمومی هم انتقادهایی را مطرح کردم و گفتم سعی خواهم کرد آنها را اصلاح کنم . البته آن جملات نیز ناشی از کم تجربگی من بود که متأسفانه تحت تأثیر یکی از دوستان ! که خود را شدیداً دلسوز روابط عمومی معرفی می کرد و می گفت که باید اصلاحات گسترده ای در روابط عمومی انجام شود به زبان آمد.
بعدها در این رابطه بیشتر خواهم نوشت که این گونه اشخاص چه ضربه های بزرگی می توانند به سیستم وارد کنند و متأسفانه این کار را می کنند و آنانند که به همه چیز فکر می کنند جز کار و پیشرفت !
ببخشید نتوانستم در فوتو شاپ اندازه عکسها را تنظیم کنم.بزرگ و کمی دفورمه هستند. .
سی و چهار سال پیش خیارها همین شکلی بودند که در تصویر می بینید.ضمنا با کیک کانادا درای هم می خوردند![]()
ساحل شرکت ملی صنایع پتروشیمی در سالهای اخیر در معرض امواج پرتلاطمی بوده است که شاید مباحث مربوط به نحوه اجرای اصل 44 قانون اساسی در پتروشيمي مهمترین آنها باشد.
قول داده بودم برای بهبود کار در نمایشگاههای خارجی پیشنهادهایی را برای همکاران روابط عمومی مطرح کنم.
آقای سلطانی به من گفت: بخش خبری ساعت 9 صبح را من به همراه ایشان، اجرا خواهیم کرد. ساعت حدود 30/8 صبح بود که متن خبرها (تکست ها) آماده شدند و سردبیر وقت خبر صبح گاهی (آقای بیات) خبرها را به ما تحویل داد. قرار شد چند خبر را آقای سلطانی بخواند و بعد به قول معروف به من" پاس بدهد" . زنگ ثانیه شمار قبل از خبر با ریتم ضربان قلب من کاملاً هماهنگ بود.
شایداگر این روزها تصمیم بگیرید واردعرصه گویندگی شوید، آن چنان خوانهای رستمی پیش پایتان قرار گیرد که برای تمام عمر از این کار پشیمان شوید.اما از همین الان، بخشی از پایان قصه را برای شما می گویم وآن اینکه گویندگی (چه در رادیو و چه درتلویزیون ) پارتی بردار نیست و اگرهم گوینده ای با رابطه و به دوراز ضوابط واقعی سازمان صدا و سیما، وارد کار گویندگی شود، آنقدر سریع عدم توانایی خود را روی آنتن نشان می دهد که قطعا در این کار دوام نخواهد آورد.
ادامه از قسمت دوم :
هیچ کس داخل غرفه نبود. وضع با زمانی که من غرفه را به سمت هتل ترک کردم هیچ تفاوتی نداشت. حتی کف غرفه هنوز پر از زباله بود و چسب و نخاله باقیمانده از کارهای ساعت های قبل! سریعاً شروع کردم به جمع کردن آشغال ها از کف غرفه. اما اشکالات همچنان باقی بود. قاب های شیشه ای ماکت ها و آکواریوم VIP پر از لکه و جای دست بودند. پیمانکار محترم هم بعد از رفتن من از بند جیم استفاده کرده بود و در رفته بود. از خانم هایی که قرار بود پذیرایی کنند هم خبری نبود که نبود. یخچال صندوقی هم که خالی بود.
شبکه خبر به زودی ۲۴ ساعته خواهد شد و تعداد بخشهای خبری فارسی و انگلیسی آن افزایش چشمگیری خواهد یافت .اما علاوه بر کمیت ،آیا کیفیت خبرها و گزارشها نیز مورد توجه قرار خواهد گرفت؟ اجازه دهید از نگاه کیفیت اجرای گویندگان نگاهی به این موضوع داشته باشیم .
ادامه از پست قبلی
چون امیدی به کارفرما و کارگران ایرانی نداشتم سراغ کارگرهای اسپانیایی رفتم و ازآنها خواستم به ما کمک کنند تا بتوانبم حداقل غرفه را به شکلی در بیاوریم که آبرویمان نرود.به آنها گفتم هر چقدر دستمزد بخواهند، می پردازم .اما – راستی یادم رفت بگویم که در همین اثنا خبر قهرمانی تیم ملی اسپانیا هم به ما رسیده بود و تمام نگهبانان سالن و نیروهای حراست در پی ترک سالن برای شرکت در جشن ملی خود بودند- آنها (کارگران )می خواستند بعد از خستگی کار طولانی چند روزه، استراحت و در جشن پیروزی تیمشان شرکت کنند و حاضر نبودند در مقابل هیچ مبلغی کار کنند.
تصورکنید که در مادرید باشید و در همان روزها تیم ملی اسپانیا قهرمان جام ملتهای اروپا شود و نتوانید جشن ملی اسپانیاییها را ببینید.
ماجرا از این قرار است :
تیر ماه سال گذشته، فرصتی دست داد تا به عنوان نماینده شرکت ملی صنایع پتروشیمی در غرفه وزارت نفت در نمایشگاه حاشیه کنگره جهانی نفت عازم مادرید شوم.آن روزها کمردرد شدیدی داشتم و اتفاقا یک روز قبل از اعزام به اسپانیا، آقای رئیس جمهور تصمیم گرفت برای افتتاح مجتمع پتروشیمی کرمانشاه عازم این شهر شود.
به این بخش از سخنان مسعود میر کاظمی وزیر جدید نفت در مجلس شورای اسلامی هنگام اخذ رای اعتماد توجه کنید:
میرکاظمی درباره بخش پتروشیمی نیز گفت: ما خطوط اتیلن را به شمال ، شرق و مرکز کشور می بریم ، اما مسئله اصلی این است: اگر صرفا نگاه بنگاه اقتصادی باشد شاید این امر ضروری نباشد.
میرکاظمی گفت: نکته قابل توجه در پتروشیمی این است که اگر نگاه بنگاه اقتصادی داشته باشیم لزومی ندارد که زیرساخت ها را فراهم و هزینه انتقال را پرداخت کنیم، خط اتیلن را به جنوب کشور می بریم و باز محصولات پتروشیمی را به جنوب کشور حمل و صادر می کنیم، اما هدف این نبوده است.
دیروز دوشنبه 88/6/9 مهندس نوذری (که البته هنوز وزیر نفت است اما در دولت دهم مسئولیت خاصی برایش تعیین نشده!) به عنوان رئیس هیئت مدیره در جلسه هیئت مدیره شرکت ملی صنایع پتروشیمی شرکت کرد.
این جلسه بیشتر حال و هوای خداحافظی داشت و تعدادی از اعضای جلسه از خاطرات خود با ایشان گفتند و اکثرا اعتقاد داشتند که عملکرد ایشان چه در دوره دو ساله تصدی وزارت نفت و چه در دوران قبل از وزارت بسیار موثر بوده است .آقای نژادسلیم معاون وزیر نفت در امورپتروشیمی(رئیس من) که نویسنده کتاب "کرامت انسانی و سازمان " است با اشاره به تجربیات خود در این زمینه، نوذری را مصداق بارز مدیری اخلاق مدار و مقید به رعایت کرامت انسانی دانست .
دیشب حدود ساعت ۲۲ از وزارت نفت تماس گرفتند و اعلام کردند: آقای وزیر روز دوشنبه برای افتتاح سه طرح پتروشیمی عازم عسلویه خواهد شد.با وجود اینکه از قبل بسیاری از پیش بینی ها را انجام داده بودبم اما از دیشب تا ساعت ۱۴ امروز(یکشنبه) حداقل ۵۰ تماس تلفنی با کسانی داشتم که باید کارهای مختلف مربوط به افتتاح را پیگیری می کردند.دو نفر از همکاران روابط عمومی هم مامور شدندتا بعد از نماز ظهر و عصر عازم عسلویه شوند تا کارها در منطقه سر و سامان یابد.ساعت ۱۴ اما بعد از این همه زحمت و پیگیری و حرص و جوش اعلام شد که برنامه منتفی است ؟!!
در چهار سالی که در روابط عمومی پتروشیمی کار می کنم، شاید این پانزدهمین باری است که برنامه افتتاحیه یا کلنگ زنی، به دلایل مختلف در دقیقه ۹۰ کنسل می شود.در پستهای بعدی در چارچوب بحث مستند سازی در خصوص اقدامات مربوط به افتتاح طرحها و مجتمعهای صنعتی و ملزومات تبلیغاتی أنها بیشتر خواهم نوشت .اما تصور میکنم که باید تجدید نظر جدی در برنامه های تبلیغاتی و مراسم افتتاح طرحها و مجتمع ها صورت گیرد.
واقعا چه لزومی دارد که برای اعلام آغاز به کار هر طرحی، تعداد زیادی از نیروها گرفتار برنامه یکی از مقامات محترم شوند؟ مقاماتی که هر لحظه ممکن است برنامه ای با اولویت بالاتر برای آنها پیش بیاید.
حدود یک ساعت قبل برای یکی از همکاران(وبلاگ آسمان آبی) کامنت گذاشتم که بعضی اوقات یک بخش خبری نیم ساعته به اندازه هشت ساعت کار بدنی انرزی می گیرد که همین تجربه حدود نیم ساعت بعد برای خودم رخ داد .خبر ساعت ۲۲ را که می خواستیم شروع کنیم،به یکباره حس کردم که چیزی در گلویم گیر کرده و صدایم در نمی آید. اما چاره ای نبود.پخش زنده شوخی بردار نیست . اولین خبر ما هم خبر دیدار رهبری با اساتید دانشگاهها بود.به سختی صدای گرفته و خش دار خود را کنترل کردم. با حدود ۳۰ درصد حجم صدا، سلام و علیک کردم و خبر را شروع کردم. تصویر بردارمان که متوجه گرفتاری من شده بود بلافاصله یک لیوان آب ولرم به دستم رساند و یکی دو بار با همان آب از خطرگرفتگی شدید صدا جستم . بالاخره خبر ۱۲ دقیقه ای رهبری را خواندم و بقیه خبرها را نیز ملایم و با حد اقل توان خواندم تا گیر پاچ نکنم.
اما آن چه در گلویم گیر کرده بود از بقایای خرمای افطار بود احتمالا! بعد از خبر که برای نماز به نمازخانه شبکه رفتم باور کنید که شدیدا احساس خستگی می کردم .اگر گوینده هنگام پخش زنده دچار چنین گرفتاری شود واقعا انرژی خود را به طور کامل از دست می دهد.
به هر حال در ماه مبارک رمضان گویندگی (پخش زنده ) هم در طول روز سخت است هم بعد از افطار.در طول روز که دهان کاملا خشک است و اگر سردبیر خوش انصاف نباشد و یک بخش خبری تک گوینده را پر کند از خبرهای مکتوب بدون گزارش! گوینده واقعا دچار مشکل می شود.بعد از افطار هم که مصائب خاص خود را دارد، مثل همین داستان امشب من .
به هر حال روزه داران عزیز که صدا و تصویر ما را تحمل می کنند، برای همین زحمات و تحمل این گونه اضطراب ها هم که شده اگر برای خدمتگزاران خود (گویندگان) سر سحر و افطار دعا کنند، واقعا جای دوری نمی رود.
راستش این همه آسمون ریسمون بافتم که فقط بگم :التماس دعا
مطلبی که به عنوان سرمقاله شماره جدید پیام پتروشیمی نوشته ام
راهبرد جدید شرکت ملی صنایع پتروشیمی :توسعه پایدار مدیریت علمی و کرامت انسانی
شرکت ملی صنایع پتروشيمي روزهای حساسی را سپری میکند. زمانی که این شماره پیام پتروشیمی به دست خوانندگان محترم میرسد، احتمالاً تکلیف وزیر جدید نفت، تعیین شده است. فارغ از اینکه در دولت دهم چه کسی بر مسند وزارت نفت تکیه خواهد زد، آنچه شرایط را حساستر میکند تفکرات جدیدی است که ممکن است شرایط جدیدتری را نیز در صنعت پتروشيمي ایجاد کند.
دستاندرکاران و مدیران سالهای گذشته صنعت پتروشيمي که اینک اکثر آنان بازنشسته شده اند نگاه ویژهای به صنعت داشتند.نگاهی که پیشرفت شرکت را در احداث و توسعه طرحهای جدید در مناطق ویژه کشور میدانست و فرصت سرمایهگذاری گسترده در این صنعت را مهیاتر از هر زمان دیگری میپنداشت. با این نگاه، البته، حماسهای در صنعت پتروشيمي رقم خورد که انکار ناپذیر است و در تاریخ کشورمان ثبت خواهد شد. اما پتروشيمي که صنعتی سودآور مینمود، کم کم جایگاه دیگری یافت.
تفکر حاکم بر فضای سیاسی و اقتصادی کشور بر آن بود که با هدف بهرهمندی دیگر استانهای کشور، از مزایای صنعت پتروشيمي، خوراک مورد نیاز برای احداث مجتمعها را به استانهای مختلف ببرد که قرعه ابتدا به نام غرب کشور افتاد.
در گامهای بعدی، مرکز و شرق کشور نیز به برنامههای مطالعاتی احداث مجتمعهای پتروشيمي جدید اضافه شدند. امّا آشکار و پنهان، برخی مدیران و کارشناسان، لب به گلایه گشودند که «این نوع نگاه به صنعت پتروشيمي، نگاهی اقتصادی و علمی نیست».
در خلال همین مباحث، تغییرات مدیریتی متعددی در رأس شرکت ملی صنایع پتروشيمي رخ داد تا اینکه از حدود یک سال قبل سکان هدایت شرکت ملی صنایع پتروشيمي به مدیری سپرده شد که تمام عمر کاری خود را در جنوب، سپری کرده است.
او ، امّا بر خلاف پیشبینیها، راهبرد شرکت را به شکل گذشته، دوام پذیر ندانست و برای شرایط جدید، اتخاذ راهبرد نویی را پیشنهاد کرد. لذا در یک بازه زمانی ده ماهه، تعداد زیادی از مدیران و کارشناسان صنعت پتروشيمي درگیر بررسی اتخاذ راهبردی جدید، با در نظر گرفتن شرایط حاکم بودند که اینک نتیجه کار آنان پیش روی مدیران صنعت پتروشیمی قرار گرفته است
ویرایش اول کتاب برنامهریزی راهبردی، منتشر شده و مدعی است ابعاد مختلف شرایط جدید و پیش رو را در نظر گرفته است.
امیدواریم نگاه جدید به صنعت پتروشيمي، زمینهساز توسعه پایدار، مدیریت علمی و کرامت انسانی در خانواده بزرگ صنعت پتروشيمي باشد.
حدود دو سال قبل بعد از رايزنيهاي بسيار بالاخره موفق شديم با كمترين هزينه سامانه web base TV را در روابط عمومی شرکت ملی صنایع پتروشیمی راه اندازی کنیم .
مدتها به این موضوع فکر می کردم که به چه شکلی می توانیم از طریق یکی از رایانه های داخل واحد روابط عمومي،تصاوير چند دستگاه ال سي دي يا مانيتور را در موقعيت هاي مكاني مختلف، کنترل کنیم و فیلمها و پیام های مورد نظر خود را از آن طریق،مدیریت و پخش کنیم درست مثل عملکرد یک شبکه تلویزیونی!
با چند نفر از متخصصان رایانه و رسانه مشورت کردم تا در نهایت به كمك همكارم آقاي مقاره، با آقای دکتر اخوت به تفاهم رسیدیم .او از این ایده استقبال کرد و گفت: موضوع از نظر او بسیار جالب است و تحقسقات لازم را انجام خواهد داد.
حدود ۲ ماه بعد دکتر اخوت آماده ارائه توضیحات در مورد این سامانه بود.سخت افزار مورد نیاز این سامانه چند دستگاه رایانه و به همان تعداد ال سی دی یا پلاسما بود.سامانه مرکزی در اختیار admin قرار مي گرفت و اپراتور مي توانست از طريق صفحه مديريتي كه براي اين سامانه تعريف شده بود، به هر شكلي كه علاقه دارد، فيلمهاي تبليغاتي شركت و همچنين فوتو كليپ هايي را كه خيلي سريع آماده پخش مي شدند به نمايش بگذارد.در قسمت بالاي صفحه ال سي دي، لوگوي متحرك شركت و همچنين گزارش وضع هواي شهر مورد نظر و دماي فعلي آن قابل ملاحظه است .تنوع اطلاعات و فرمت هاي ورودي در اين فنآوري هم از ويژگي هاي منحصر بفرد آن است.
در اين فنآوري علاوه بر مدياي ويديو، امكان نمايش گالريهاي عكس، فايل هاي Flash، صفحات وب (اينترنت يا اينترانت ) و حتي تصاوير سه بعدي و پانوراما با برنامه ريزي زماني دقيق وجود دارد. اين امر علاوه بر ايجاد بستري مناسب براي تنوع محتوايي نمايشگر، اين امكان را فراهم ساخته تا متناسب با نيازهاي موجود در سازمانها بتوان بخشهايي چون نمودارهاي آماري، اطلاع رساني در مورد چگونگي پيشرفت پروژه ها ، اطلاعيه ها وPresentation ها و ... را به محتويات نمايشي افزود: امكان نمايش Flash به عنوان يك مديا علاوه بر مزيت فوق، هزينه توليد كليپ هاي ويدئويي و يا محتويات تصويري را به نحو چشم گيري كاهش داده و نيز امكان بهره گيري از كيفيت بالاي متون و تصاوير و شكل ها را با توجه به حجم كم فايل ها فراهم ساخته است.نمايش چند لايه محتويات يكي ديگر از مزاياي اين فنآوري است. همان گونه که ذکر شد اين امر امكان نمايش مطالب متنوعي چون زير نويس، اخبار، وضعيت هواشناسي، تقويم، ساعت و ... متناسب با نيازهاي موجود در هر سازمان را به صورت لايههايي جداگانه بر روي مدياي اصلي ميسر ساخته است.
در پايين صفحه دو كرال خبري وجود دارد كه يكي آر اس اس خوان است و به شكلي كه كاربر، تعريف مي كند خبرها را از وبگاه مورد نظر دريافت و منتقل مي كند و كرال بعدي مختص خبرهاي روابط عمومي سازمان است كه به صورت دستي وارد مي شود.
ما اين سامانه را تهیه و در لابي طبقه همكف ساختمان مركزي پتروشيمي ،رستورانهاي طبقه ششم ساختمان ،ورودي روابط عمومي و راهروي طبقه سيزدهم (جايي كه دفتر مدير عامل قرار دارد) نصب كرديم .
در مدت دو سال اخير ايرادهاي اين سامانه در حين كار به تدريج برطرف شد و از آن جا كه اين سامانه مورد استقبال سازمانهاي متعددي نيز قرار گرفته بود آقاي اخوت و تيمشان قابليتهاي آن را روز به روز گسترش دادند .برخي از قابليتهاي جديد اين سامانه عبارتند از:
۱. مديريت يكپارچه و هم زمان از طريق شبكه يكي از نكات حائز اهميت اين فنآوري است. مدير اين مجموعه از این پس ميتواند از يك نقطه، برنامه پخش، زير نويسها، بخشهاي خبري و ديگر موارد قابل نمايش تمامي نمايشگرها را كنترل كرده و تغيير دهد.
۲. مدير اين مجموعه مي تواند برنامه هاي گوناگوني براي كانال هاي نمايشي مختلف تعيين كند و يا نمايشگر ها را بنا به كاركرد و نياز به گروه هاي مختلف دسته بندي نمايد.در حالی که قبلا همه پایانه ها فقط یک برنامه را پخش می کردند.
۳. امكان زمانبندي پخش برنامه ها بر اساس تاريخ شمسي و در نظر گرفتن روزها و مناسبت هاي خاص تقويم و ... از مزاياي مهم قابلیت جدید اين فن آوري است.
۴. تغييرات پخش برنامه ها، ارسال بخشنامه هاي فوري ، درج زير نويس ، دريافت اخبار بصورت Rss و آخرين وضعيت آب و هوا بطريق Online صورت مي پذيرد.
۵. امكان نمايش صفحات وب از ديگر مزاياي اين فن آوري است . تنها كافي است آدرس صفحات مورد نظر در اينترنت يا اينترانت را تايپ كرده و تاريخ و مدت نمايش اين صفحات را مشخص نماييد. به اين ترتيب مي توان اطلاعات روزآمد و كاربردي متنوعي را از بخش هاي داخل و يا خارج سازمان دريافت كرده و به نمايش گذاشت.
۶. امكان طراحي و بكارگيري الگوهاي (Templates) آماده ، مديريت محتوايي اين سامانه را بسيار كارآمد و آسان مي نمايد.
۷. محيط ساخت يافته، دسترسي آسان به تمامي بخش هاي مديريتي و سهولت كار با نرم افزار Administration اين امكان را به كاربران مي دهد تا با داشتن حداقل دانش كامپيوتري مديريت اين شبكه گسترده را با اطمينان خاطر بر عهده بگيرند.
۸. امكان دريافت و چاپ گزارش از برنامه پخش كانال هاي مختلف در روز خاص ميسر مي باشد.
۹. امكان كنترل وضعيت پايانه هاي نمايش از لحاظ روشن و يا خاموش بودن و وجود جدول اطلاعات تماس با متصديان پايانه هاي مختلف از ديگر مزاياي اين فن آوري است.
۱۰. امكان نصب نرم افزار Administration بيش از يك مكان فرصت مناسبي است تا مدير سايت بتواند برنامه هاي نمايش را از طريق رايانه هاي مختلف ودر مكان هاي مختلف مديريت نمايد.
۱۱. ارسال فايل هاي نمايشي به طريق دستي و يا از طريق Ftp Synchronization Server و با برنامهريزي با توجه به پهناي باند شبكه موجود ميسر مي باشد.
ايمني اين مجموعه مبتني بر ايمني شبكه مورد استفاده و ساختار ايمني .Net framework 3.5 مي باشد.
همکاران روابط عمومی اگر علاقه داشته باشند می توانند از این سامانه در ساختمان مرکزی شرکت ملی صنایع پتروشیمی بازدید نمایند. به نظرم این سامانه برای همه روابط عمومی ها فوق العاده کاربردی است .
تقريبا همه همكاران روابط عمومي پتروشيمي مي دانند كه از حدود ۲ سال پيش يكي از دغدغه هاي اصلي من مستند سازي همه فرايندهاي كاري روايط عمومي پتروشيمي و انتشار كتابچه اي در اين زمينه بوده است.همه فرايندها! حتي آنهايي كه خيلي ساده به نظر مي رسند.
شايد فكر كنيم روند برگزاري يك مصاحبه مطبوعاتي، يا چاپ يك بروشور تبليغاتي و ... بسيار پيش پا افتاده است و اصلا چه لزومي دارد كه براي چنين اقداماتي يك فلوچارت استاندارد مستند سازي ترسيم كرد؟
اجازه دهيد يكي از همين فرايندهاي به اصطلاح ساده! در روابط عمومي پتروشيمي را تشريح كنم :
براي انتشار بروشور طرحها و مجتمعهاي پتروشيمي كه هر ۶ ماه يكبار به روز آوري مي شود، اقدامات زير صورت مي گيرد:
- به روزآوري كليه اطلاعات موجود در بروشور طرحها و مجتمعهاي پتروشيمي،با برگزاري جلسات متعدد با امور برنامه ريزي تلفيقي، مديريت كنترل توليد ،مديريت طرحها،امور مجامع و سهام و ....اين فرايند ممكن است ۱ تا ۲ ماه طول بكشد.
-دريافت استعلام قيمت از شركتهاي معتبر تبليغاتي، جهت طراحي و چاپ بروشورهاي فوق الذكر(توجه به اين موضوع مهم است كه قيمتهاي ارائه شده بايد در چارچوب ضوابط اجرايي بودجه و سقف هزينه نيز بر اساس اختيارات رييس روابط عمومي باشد.ضمنا اين شركتها بايد حتما داراي شماره اقتصادي ۱۲ رقمي باشند)
-اقدام جهت طراحي فايل فلش بر اساس اطلاعات جديد به منظور آماده كردن لوح فشرده بروشورها، هم زمان با چاپ آنها.
-مكاتبه با مناطق ويژه اقتصادي پتروشيمي در ماهشهر و عسلويه و بررسي آخرين اقدامات زيربنايي و غير صنعتي پتروشيمي در مناطق جهت درج در بروشورها
-كنترل دقيق اطلاعات در كليه مراحل و ويرايش علمي و ادبي
-توجه به طراحي و رنگ مناسب بر اساس استانداردهاي موجود.
اقدامات فوق تنها بخشي از يك فرايند كاري روابط عمومي است، فرايندي كه شايد به ظاهر پيش پا افتاده باشد اما اگر در همين فرايند، برنامه درست و تخصص مسئول انتشارات و نظارت دقيق مسئول روابط عمومي به صورت نظام مند وجود نداشته باشد، نه تنها فرايند مذكور دچار اشكالات جدي مي شود بلكه دانشِ نحوه اجراي آن نيز با يك تغيير و جابجايي ساده در راس مديريت روابط عمومي يا واحد انتشارات از بين مي رود و مدير جديد، بايد كسب اين دانش به ظاهر ساده را از نو شروع كند و گرفتار روزمرگي شود .اينجاست كه فرصت خلاقيت،ابتكار و فكر كردن از مدير گرفته مي شود، در حالي كه مدير (به ويژه مديري كه تازه منصوب شده است ) بايد زمان خود را صرف تحول و ايجاد حركتهاي جديد نمايد.
فرايندهاي كاري روابط عمومي ها بسيار گسترده و متعدد است .فرايندهايي چون برگزاري نمايشگاه،حضور در نمايشگاههاي داخلي و خارجي و ساخت غرفه، به روزآوري فيلمهاي تبليغاتي ،ساخت تيزر به مناسبتهاي مختلف،برگزاري مصاحبه هاي مطبوعاتي براي مديران ارشد سازمان با در نظر گرفتن شرايط سياسي و اقتصادي كشور،تحليل محتوايي اخبار و گزارشهاي رسانه ها و ارائه راهبرد رسانه اي،توليد و ارسال خبر به رسانه ها از طريق وبگاه سازمان ،انتشار نشريه داخلي سازمان،تهيه ملزومات تبليغاتي، برگزاري مراسم مناسبتي در راستاي تقويت ارتباطات درون سازماني،تهيه بريده جرايد،تهيه عكسهاي خبري و ........
حال، تصور بفرماييد كه در يك كتابچه، كليه مراحل اجراي فرايندهاي فوق نگاشته شود آن هم با رعايت استانداردهاي مستند سازي .
در چنين شرايطي قطعا سازمان، نگران هيچگونه تغييري در راس مديريت روابط عمومي نخواهد بود و مديريت جديد به راحتي مي تواند با كاهش تصدي گري، تفويض اختيار و تنها ايفاي نقش نظارتي، به فكر خلاقيت و نو آوري در حوزه ارتباطات و روابط عمومي سازمان خود باشد .بنابراين خوب است همه همكاران ومديران روابط عمومي زمينه انتقال دانش خود در حوزه روابط عمومي را فراهم نمايند.از همه همكاراني كه در اين زمينه تجربه دارند تقاضا مي كنم بنده را راهنمايي بفرمايند.
دوشنبه هفته اي كه پشت سر گذاشتيم، به عنوان مهمان در يك مصاحبه راديويي در برنامه هنر هشتم شبكه سراسري فرهنگ شركت كردم. من كار گويندگي را از راديو فرهنگ شروع كرده ام و ديدن دوباره فضاي رژي راديو فرهنگ -با اينكه به ساختمان جديد پخش ديجيتال راديو نقل مكان كرده است -برايم خاطره انگيز بود. موضوع برنامه، تعامل روابط عمومي و رسانه ها و كارشناس برنامه آقاي هوشمند سفيدي مدير موسسه روابط عمومي آرمان بود .البته مجري برنامه از ابتدا تا انتهاي برنامه چند بار اعلام كرد كه موضوع برنامه روابط عمومي ها و اصلاح الگوي مصرف است ! ولي من و آقاي سفيدي حرف خودمان را در مورد تعامل رسانه ها و روابط عمومی ها ادامه مي داديم .
به نظرم بحث خوبي بود.در مورد نياز متقابل رسانه ها و روابط عمومي ها به يكديگر،لزوم باز گذاشتن دست رسانه ها براي پردازش خبر و فراهم آوردن شرايط دسترسي آسان خبرنگاران به مديران سازمان، پرهيز روابط عمومي ها از نگاه به خبرنگاران به عنوان رقيب،پرهيزاز ارائه خبر و گزارشهاي خبري در يك بسته بندي مشخص و غير قابل تغيير،پرهيز از هديه بيش از حد دادن به خبرنگاران! گفتگوي خوبي داشتيم كه البته گاهي هم به چالش كشيده شد.
نظرهاي خود را در حوزه روابط عمومي در نوشته هاي بعدي بيشتر بسط خواهم داد .
در برنامه گفتگوي خبري بعد از ظهر امروز با آقاي زيوري، كارشناس مسائل افغانستان، در استوديوي شبكه خبر در لندن صحبت كردم. او خود افغاني است.جالب بود كه مي گفت: 4 سال پيش، مردم افغانستان بر اساس قوميت گرايي،براي انتخاب رييس جمهور اقدام كردند، اما امسال و درانتخابات دور دوم،اين برنامه هاي كانديداها هستند كه درمقابل يكديگر و درمعرض انتخاب مردم افغانستان قرار گرفته اند. او مناظره هاي تلويزيوني كانديداها را هم گامي جديد در گسترش فرهنگ سياسي در اقصي نقاط افغانستان مي دانست .
براي همه مردم افغانستان كه آزموني مهم در گذار به سوي دمكراسي و استقلال واقعي را مي گذرانند، آرزوي موفقيت مي كنم.